سوال : سلام من دختري 22 ساله هستم و مدت 2 سال است ازدواج كردم چند ماه پيش از ازدواجم دچار اضطراب و استرس شديد شده ام به چندين روانپزشك هم مراجعه كرده ام و داروهايي نظير آلپروزولام سيتالوپرام نورتيليپتيلين پروپرانول و... مصرف كرده ام ولي بهبودي حاصل نشده الان چند ماهي است كه تصميم به بارداري گرفته ام و دارويي هم نميخورم ولي مشكلم حل نشده نميدانم چه كنم؟ درضمن استرس من چيزي شبيه يك حمله است كه با تپش قلب شديد تعريق دست و پا و لرزش بدن و ناآرامي شروع ميشود و مدتي هم هست كه شبها نيز از خواب ميپرم و تمام بدنم شروع به لرزش ميكند و دچار افت فشار ميشوم و حالتي به من دست ميدهد كه فكر ميكنم هر آن ممكن است سكته كنم خواهش ميكنم كمكم كنيد تا مشكلم حل شود روز به روز بدتر ميشوم
پاسخ : دوست عزیزم :
شما یک نوع اضطراب بنام حمله پنیک دارید و حتما باید داروهای متناسب با اضطراب خود را بخورید حداقل به مدت 6 ماه و پس از آن تصمیم به بارداری بگیرید .
روان شناس : ناهید گلیان [ 1388-01-23 ]
سوال : salam, vaghtetun bekheir,lotfan ketabhaye karbordi dar morede maharat haye zendegi moarefi konid, be khosus ertebate sahih ba afrade khanevade va jamee
پاسخ : دوست نازنینم :
مهارتهای ارتباطی 1 و 2 ترجمه دکتر فرشاد بهاری و کتاب زبان تن از دکتر باقر ثناعی و دکتر بهاری
روان شناس : ناهید گلیان [ 1388-01-23 ]
سوال : با سلام من دختری هستم 22 ساله که بدلیل مشکلات فراوانی که از کودکی تا به امروز در زندگی داشته ام و اونقدر زیاده که مجال گفتنش نیست و روز به روز هم بیشتر میشن دچار نوعی افسردگی شده ام الان دیگه واقعا از زندگی سیر شدم همیشه یا آرزوی مرگ دارم یا به فکر خودکشی هستم یکی از بزرگترین مشکلم بی تفاوتی و اذیت و آزارهای عمدی افراد خانواده ام هستش که واقعا خیلی اذیتم میکنه و کاری هم از م ساخته نیست بدلایلی نمیتونم حضوری به روانپزشک یا مشاور مراجعه کنم لطفا مرا راهنمایی کنید و بفرمایید من چطور می تونم این اضطراب و وحالت غمگینی را که همیشه با من هست رامهار یا کنترل کنم شنیدم داروهای گیاهی برای رفع اضطراب که به اشکال مختلف در داروخانه ها هست وجود دارد آیا اونا می تونن کمکی بکنند؟ اگه اینطوره یکی از اونها رو به من معرفی کنید با تشکر
پاسخ : دوست نازنینم :
برای استفاده از داروهای گیاهی از اسطوخدوس ، عرق بهار نارنج پیشنهاد می شود .
و انتظار کمک و مهربانی از افراد خانواده نداشته باش و بیشتر به تواناییهای خودت و رشد آنها فکر کن و با مطالعه کتابهایی مانند : مثبت درمانی و معنا درمانی نوشته فرانکل و کتاب اعتماد به نفس نوشته باربارا دی آنجلس را حتما بخوان و از ورزش و رفت و آمد با دوستان قدیمی و جدید استفاده بیشتری بکن .
روان شناس : ناهید گلیان [ 1388-01-23 ]
سوال : salam.dr man khodam az arameshe daruni v mohabbat kheili khosham miad amma dar khanevadeyeman kami asabaniyat vojud darad ke man az in mozoo narahatam va asabam khurd mishe.be nazare shoma che bayad kard?motashakeram
پاسخ : دوست عزیز :
باید تلاش کنید تا احساسات مثبت خود را به خانواده و دیگر عزیزانتان ابراز نمائید و در حد توانتان با آنها کمک کنید .
روان شناس : ناهید گلیان [ 1388-01-23 ]
سوال : سوال1-زنی 18ساله هستم شبها تا دیر وقت خوابم نمی برد(ساعت3،4بامداد)وروز قادر به بیدار شدن نیستم بخصوص چیزی نگرانم کند یا روز مضطربی را بگذرانم برای زود خوابیدن چه کنم
سوال2-دختری 25ساله هستم وقتی مجروح خونی می بینم به جای کمک جیغ می زنم وفرار می کنموعضله پایم می گیرد تا حدودی وسواس فکری وعملی دارم چاره چیست
سوال3-شوهرم بخصوص هنگامی که در مجلسی هستیم که دچار هیجان شود گاهی 1جمله را چند بار تکرار میکندچطور میتوانم جلوی این رفتارش را بگیرم تذکر هم فایده ای ندارد
پاسخ : دوست خوبم :
1- باید زود هنگام بهر ختخواب بروید و از ساعت 11 دیرتر به رختخواب نروید و اگر به رختخواب رفتین و نیم ساعت بیدار ماندین و خوابتان نبرد باید ازرختخواب جدا شوید و بین یم ربع تا نیم ساعت به کاری مشغول شوید با چراغ روشن و به محض اینکه احساس خواب در شما ظاهر شد سریع به رختخواب رفته و پس از چند تنفس عمیق به رختخواب بریود .
2- به روانپزک مراجعه کنید جهت دارو درمانی .
3- همسر شما دچار اضطراب خفیفی است که باید به مشاور مراجعه کند تا تحت درمان قرار گیرد و حتی المقدور تا آن زمان از روشهای تن آرامی و تنفس عمیق استفاده کند .
روان شناس : ناهید گلیان [ 1388-01-23 ]
سوال : باسلام من حدود یک سال است که نیمه های شب یکدفه از خواب بیدار میشوم و روحی یا نوری و یا ... میبینم وبعد فریاد میزنم و او ناپدید میشود به پزشکهای زیادی مراجعه کردم اما خوب نشدم ! اگر امکان دارد راهنمائیم کنید {من 30 ساله هستم}
پاسخ : دوست عزیز :
نوع علائم شما ، اختلال حملات هراس یا پانیک می باشد که شما باید به روان پزشک مراجعه کنید . [ 1387-10-25 ]
سوال : با سلام
1-آیا تمایل به سیمولیت آنال اینترکورس و وارد کردن اشیا به داخل رکتوم دلیلی بر هوموسکشوآل بودن است؟
2-آیا این مطلب صحیح است که هیچ فردی صد در صد هتروسکشوال یا صد در صد هوموسکشوال نیست و این دو در افراد درصد های متفاوتی دارند؟
پاسخ : خیر ، این اختلال نوعی بیماری روانی جنسی است که نیاز به درمان تحت نظر روان پزشک کارآزموده دارد [ 1387-10-25 ]
سوال : با سلام
من در موقع استرس شدید بعضی وقتها دچار تعرق شدید و سردی بدن و لرزش دست و پا می شم آیا این بیماری است البته الان با ورزش خیلی کم شده آیا با وجود این مشکل می تونم ازدواج کنم
پاسخ : دوست عزیز :
شما باید بر روی اعتماد به نفس خود کار کنید تا بهتر و قوی تر شود و نکته دیگر در شرایط استرس زا قرار نگیرید .
روان شناس : حسین لشکری [ 1387-10-23 ]
سوال : با سلام و خسته نباشید
من دختری هستم 22.5 ساله . از کودکی بسیار تنها بودم و همیشه بیشتر از سنم می فهمیدم و این موضوع باعث می شد من بالاتر از سنم فکر کنم و حرف بزنم . از ارتباط با جنس مخالف خوشم نمی آمد.تا زمانی که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و شدیداً احساس تنهایی و نیاز به ارتباط با جنس مخالف را در خودم احساس می کردم اما هیچ شرایط مناسبی برای من فراهم نبود ضمن اینکه کسی نبود که مرا درک کند . به هر کس می گفتم می خواهم ازدواج کنم مرا مسخره می کرد.
نیازهای من هم روحی بود و هم جنسی . متاسفانه بدون این که بخواهم دچار خودارضایی گشتم و این موضوع هم بر بقیه مشکلات اضافه شد و مرا بیش از پیش افسرده و غمگین ساخت . بگذریم که مشکلات خانواده هم مضاف بر همه اینها بود . حال 3سال می گذرد و من کارمند شده ام. با مشکلم هم تا حدود زیادی کنار آمده ام . اما روز به روز با محیط اطرافم بیگانه تر می گردم و زندگی برایم بی تفاوت شده و آرزویی ندارم و مثل یک مرده متحرک فقط سعی می کنم نشان بدهم من هم زنده هستم . هنوز هم وقتی می گم می خواهم ازدواج کنم مرا توبیخ می کنند و به شدت منع و می گویند زود است . می ترسم روزی برسد که اطرافیان بگویند ازدواج کن و من دیگر نیازی به این امر نداشته باشم ضمن این که دارم به تنهایی خود عادت می کنم و حوصله ارتباط با دیگران ، بحث و گفتگو را ندارم . به نظر شما هم ازدواج برای من زود است ؟ اگر نه شخص مورد نظر خود را از کجا باید پیدا کنم ؟
پاسخ : دوست عزیز ک
امید به آینده داشته باش و برای خود ارزس قائل شوید . حتما خود ارضایی را کنار بگذارید افسردگی شما بخاطر احساس گناه از خود ارضضایی می باشد در صورت داشتن خواستگار مناسب با آگاهی و اطمینان ازدواج کنید . سعی کنید خانواده خود را برای مشاوره حضوری متقاعد کنید .
روان شناس : حسین لشکری [ 1387-10-23 ]
سوال : با سلام و خسته نباشید.3 سال است که با پسری آشنا شدم که خارج از ایران زندگی می کنه.مدتی که بااو بودم و صحبت کردم((تو این 3 سال)) احساس می کنم که عقاید و اخلاقمان بهم می خوره. مشکل من اینجاست که کمی بهش وابسته شدم اونم همینطور اما زیاد از زندگی او در جایی که زندگی می کنه خبر ندارم. حالا تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل و شناختش به کشوری که نزدیک اون هست اقامت بگیرم... اما باز اضطراب دارم که نکنه زندگیم خراب شه چون چندتا از خاستگارامو رد کردم .و دیگه اینکه می ترسم با مخالفت پدر و مادرم هم رو به رو شم...خواهش می کنم راهنماییم کنید ممنون
پاسخ : دوست عزیز :
این ازدواج اصلا صلاح نیست زیرا مهمترین پارمتر در ازدواج دیدن و شناخت کامل از یکدیگر است که این مسئله از طریق اینترنت وتافن میسر نیست .
روانش شناس : حسیت لشکری [ 1387-10-23 ]
سوال : با سلام من یک پسر 2 سال و نیمه دارم که کلا" بچه با استرسی هستش از همه اتفاقات جدید می ترسه مثلا" هر جائی که تا حالا نرفته وقتی می خواد بره گریه می کنه و چند وقت پیش که می خواستیم سوار تاکسی بشیم کلی گریه کرد و حالا هم شبها تا صبح گریه می کنه و به نظر می یاد که خواب بد می بینه و حرف می زنه و به شدت دندان قورچه می کنه که از دکتر روانشناس سوال کردم گفتند باید به دکتر مغز و اعصاب کودکان مراجعه کنم البته فراموش کردم بگم که توی خواب خیلی هم عرق می کنه حالا می خواستم ببینم که نظر شما چیه اگر شما هم میگید که باید به دکتر خواصی مراجعه کنم لطفا بهم معرفی کنید . با تشکر کوچکی
پاسخ : دوست گرامی ما باید حتما به دکتر مغز و اعصاب مراجعه کنید . اسکن که از مغز ایشان گرفته شود مشخص می شود .
روانش شناس : حسین لشکری [ 1387-10-23 ]
سوال : ba salam khedmate dr e mohtaram
zani 30 sale hastam ke 3 sale ezdevaj kardam,4sale ke be bimariye fhobia az tanhaee va vasvas va afkare mozahem mobtala shodeam man foghe lisansam va hich moshkeli nadaram ella in fobiye tars az tanhaee ke ghablan nadashtam va tanhaee ro dost dashtam ama alan faghat ba madaram va pedaram mitoonam basham va az tanhaee va doorshodan az oonha vahshat daramchoon pedaram pezeshk ast ye etemadi behesh daram ama man moshkelam ravaniast na jesmi va jesmam salem ast
hata mosaferate 1 sate ham nemitoonam bedoone madaro pedaram beram va in halatam az ye shab tarse shadid ke az oonha ham door boodam shoro shod
lotfan manoo rahnamaee konin man montazeram
begid koja beram?ravanpezeshk raftam ama mikham biyam pishe shoma adres va tele fonetoonoo midin?
پاسخ : دوست عزیز آدرس و تلفن بر روی سایت است که به قست برنامه هفتگی مراجعه کنید .
این مسئله مربوط به دوران کودکی شما می باشد و زندگی با پدر و مادرتان است که باید با مراجعه حضوری و بیان بیوگرافی از دوران کودکی و نوجوانیرفع مشکل گردد . تنها راهی که که می تواند شما را آرانمش دهد استفاده از اطمینان و اعتماد نسبت به این مسئله که اتفاق خاصی نمی تواند برای پدر و مادرش بیفتد بدهد .
روانش شناس : حسین لشکری [ 1387-10-23 ]
سوال : با سلام و خسته نباشید
من 23 ساله هستم و 2 سال است که ازدواج کرده ام .من به فرد احساساتی هستم و در مقابل شوهرم به هیچ عنوان احساساتش را بروز نمی دهد.تا حالا حرف عاشقانه ای از او نشنیدم.حتی وقتی با او دردودل می کنم و ازو انتظار جواب دارم به وقت دیگری موکول می کند که هنوز هم نرسیده.خیلی برایش گفته ام که من به این حرف ها و حرکات عاشقانه تو نیاز دارم اما...ما 6 سال با هم اختلاف سن داریم .من خیلی سعی کردم مثل خودش بی تفاوت شوم اما گاهی اوقات یکدفعه مثل توپ می ترکم .و افسرده می شوم.شوهرم از همه لحاظ خوب است از نظر همه او بهترین است ولی به نظر من وقتی دل ها نزدیک نباشند چه فایده؟!او بیش از اندازه به مادرش وابسته است گاهی اوقات نسبت به کارهایی که برای مادرش انجام می دهد و احترامی که به ایشان می گذارد حسودی ام می شود اما نمی توانم با او در میان بگذارم.چون فورا جبهه می گیرد .نم توانم برای دردو دل به کسی اعتماد کنم چون حس می کنم راز دلم را فاش می کنند.همیشه قبل از ازدواج حس می کردم شوهر بهترین تکیه گاه است اما ...در ضمن این کارهای او روی روابط زناشویی مان هم تاثیر گذاشته.من فقط در خیال خودم به دنبال لحظه های عاشقانه وحرف های زیبا هستم.لطفا مرا راهنمایی کنید .در ضمن شوهرم اصلا آدم دکتر روانشناس رفتن نیست چون برایش اهمیتی ندارد...
پاسخ : با سلام دوست عزیز
1- متقاعد کردن همسر ،جهت مشاوره
2- کمک گرفتن از مادر همسر و درمیان گذاشتن این مسئله با موافقت همسر
3- مراجعه حضوری شما دوست عزیز حتما لازم است . زیرا برای این مسئله نیاز به شرح حال کامل از زندیگ زناشوئی می باشد .روانش شناس : حسین لشکری [ 1387-10-23 ]
سوال : من 28 سال دارم زندگی آرومی نداشتم تو 4سالگی مادر و 20 سالگی پدرم و از دست دادم و تو این فاصله هم با نامادریم زندگی کردم که خیلی آسون نبود حالا با یه ترس تو زندگیم دست به گریبانم .ترس از دست دادن کسانی که دوست دارم یا دوستشون خواهم داشت؟ این گاهی انقدر قویه که از هیچ لحظه خوبی از ترس ازدست دادنش نمیتونم لذت ببرم لطفا راهنمایی کنید
پاسخ : دوست خوبم :
ترس همیشه در اثر کمبود بوجود می آید ، یا بهتر است بگوییم یک نیاز – ترس از تنهایی هم همین طور است . انسان احتیاج به زندگی اجتماعی دارد و همیشه توی کارهاش یک تکیه گاه نیاز دارد به خصوص از یک سنی به بعد که حضور مستقیم مادر و پدر را در زندگیش از دست می دهد ( یعنی بزرگ میشود و مستقل ) همین جا میشود فهمید که چرا این طور ترس در وجود شما بوجود آمده ولی شما به نکات مثبت خودتان در حال حاضر فکر کنید اینکه شما یک مرد هستید و امکان اینکه زودتر مستقل شوید برای خودتان زندگی اجتماعی جدیدی فراهم کنید و در آینده زیاد است و خود خانواده ای را تشکیل دهید . اینکه شما میتوانید و با ارتباط خود در محیط تحصیل – کار – زندگی دوستان خوب و صمیمی در کنار سایر آنهایی که دوستشان دارید داشته باشید . درمواقعی که احساس تنهایی به شما دست میدهد سعی کنید با دوستان خودتماس تلفنی داشته باشید – سعی کنید در زمان تنهایی مطالعه و یا فعالیت های هنری تدارک ببینید . برخی میگویند آفرین هنر شاید معنی بخشیدن به تنهایی جاودانه انسان باشد و میتوانید برنامه ورزشی نظمی برای خودتدارک ببینید در مجموعه از این مسئله باز هم بسیار در رنج هستید و نیاز به خدمات روانپزشکی و روانشناسی و مشاور دارید .
روانش شناس بالینی : رفیعی [ 1387-10-03 ]
سوال : با سلام
من پيشتر از اين بخش در سايت سوالي کردم که تاکنون پاسخي دريافت نکردم. پرسش من در خصوص معرفي مرکزي جهت سنجش هوش کودکان (3 ساله) و راهنمايي در تربيت کودکان با بهره هوشي بالا است. با سپاس.
پاسخ : دوست عزیز سلام
باید عذر ما را بپذیرید
در مورد تست که سوال کرده اید اگر در اصفهان هستید به مرکز ما تشریف بیاورید یا تماس بگیرید تا در اوین فرصت برای شما نوبت گذاشته شود . [ 1387-10-03 ]
سوال : من پسري 17 ساله هستم كه به دليل خودارضايي تمركزم رو از دست دادم همچنين عوارض ديگري مثل ضعيف شدن حافظه، عدم اعتماد به نفس، خستگي، حواس پرتي شدم آخري هم در درسم ضعيف شدم، مني كه خيلي تو درسم قوي بودم و جزء شاگردان اول بودم، حالا نمي دونم چيكار كنم امرز 6 روزه كه نزدم تا حالا هم بالاترين روزي كه تونستم نزنم 24 روز بوده ولي ديگه تصميم جدي گرفتم ترك كنم مطمئن هستم به اين قولم وفادار مي مانم.
چند وقتي كه مي زنم، اول بار فكراي اعصاب خردكن دفعه پيش فكراي ديگه هم بهش اضافه مي شه كه بيشتر اعصابم رو خرد مي كنه، اينقدر كه سرم درد مي گيره، احساس مي كنم موهام از سرجاش در مي ياد حالا سوال اصليم اينجاست كه آيا اين عوارض خوب مي شود؟ چه مدت خودم را كنترل كنم يعني چه زماني طول مي كشه تا اين عوارض بد از بين برود بعضي موقع ها فكر مي كنم چون ريشهايم تقريبا درآمده پس بزرگ شدم ديگه خوب نمي شم و مغز و شخصيتم شكل گرفته، لطفا شما به من بگوييد اين عوارض خوب مي شه اگه مي شه چه مدتي طول مي كشه؟ آيا نياز به معالجه به دكتر يا قرص و دارو داره؟
پاسخ : دوست عزیزم ممنون که ما را مورد اعتماد قرارداده اید :
برای درمان این عادت اعتقاد و ایمان به درمان پذیری آن دو دوری از یاس و ناامیدی نخستین گام است و باتوجه اراده خوب شما اگر ورزش مداوم روزانه و توصیه های ذیل عمل شود و معالجه به خوبی صورت میگیرد :
1- تلاش برای تقویت اراده از گامهای مهم در امر بهبود است – استفاده از جمله های تلقینی مثبت روزانه مانند به خوبی قادرم این عادت را از خود دور کنم « من قادرم »
2- به هنگام شب سعی شود بیش از حد معمول شکم پر نباشد .
3- از پوشیدن لباس های تنگ و چسبان اجتناب گردد .
4- از نگاه کردن به مناظره فیلم ها و تصاویر تحریک کننده خود داری شود .
5- از خواندن مباحث و مطالب جنسی و تحریک کننده و شوخی ها دوری شود .
6- از خوردن مواد غذایی محرک مانند : خرما – پیاز – فلفل تخم مرغ – گوشت قرمز و غذاهای پرچرب اجتناب و فقط به میزان ضرورت اکتفا شود .
7- قبل از خواب مثانه تخلیه شود .
8- به رو هرگز نخوابید .
9- از دست ورزی و نگاه کردن به اندام جنسی اجتناب نمائید.
10-به طور منظم و زیاد ورزش کنید و هیچگاه نباید بیکار بود باید اوقات فراغت را پر نمود .
11- هرگز در مکانی خلوت و تنها دور از نظر دیگران نباید ماند .
روان شناس بالینی : رفیعی [ 1387-10-03 ]
سوال : با سلام همسری دارم که بخاطر اینکه ایشان همه بدی ها را در خود جمع کردند با وجود داشتن فرزندی 2 ماهه قصد طلاق دارم . از او به دادگاه مبارزه با مفاسد اجتماعی در احمد قصیر شکایت کردم ولی شکایتم رد شد و کارهای ایشان از طرف قاضی بی ایراد شناخته شد سؤال من این است آیا اگر مردی در مقعد خود چوب فرو کند و شورت لامبادایی زنانه بپوشد و هر شبی که از خانه بیرون رود با شورتهای لامبادایی دیگران کثیف با بوی متعفن به منزل بیاید و .... سالم است و او می تواند با دلیل اینکه برای کسب لذت از چوبی به اندازه چوب بیسبال استفاده میکنم و در چارچوب خانواده است تبرئه شود و من با اینهمه مشکلات باید کجا جز منزل پدرم آنهم با یک بچه 2 ماهه پناه ببرم بدون اینکه وی خرجی بدهد یا حتی خرج بیمارستان را بدهد یا حتی برای رضایت عمل سزارین من و فرزندم که در حال مرگ بودیم حاضر شود تا اینکه پدرم نامه قاضی ببرد و برای ترخیص هم حاضر نشود که ما 11 روز اضافه در بمارستان گروگان بمانیم و....(مسایل بسیار زیاد است که اگر خواستید برایتان توضیح خواهم داد .فقط کمکم کنید اول خدا بعد شما؟
پاسخ : دوست خوبم شما باید حضوراً به مرکز مراجعه کنید تا کمک های لازم برای شما انجام شود [ 1387-10-03 ]
سوال : با سلام و وقت به خیر
مادر من خانومی هستن 53 ساله . از زمانی که به یاد دارم 20 سالی می شه که ایشون به بیماری وسواس دچار هستن که من بیشتر این مورد رو در تکرر شستن یک لباس بیشتر ازشون دیدم.
ایشون یه دکتر های متعددی رجوع کردن ولی متاسفانه جوابی نگرفتن و وضع کماکان به همون منوال ادامه داره.
مادرم خیلی از این بیماری زجر می کشه و به گفته خودشون بعد از یک دوره افسردگی به این بیماری دچار شدن.
اگه ممکنه منو راهنمایی کنید که ایشون رو کمک کنم.
با تشکر فراوان
پاسخ : با سلام
دوست عزیز – راه درمان این است که از آغاز ابتلای وسواس راه پیشگیری آن سد شود . در این صورت وسواس به سرعت درمان میشود و آن عادتها از فکر و ذهن زدوده میشود بی توجهی به حساسیت ها بهترین راه درمان است . سد سازی و بیتوجهی به وسواس احتیاج به اراده قوی و تصمیم جدی دارد . که بدون آن امکان پذیر نیست . در ضمن لازم است در درمان بیمار وسواسی با روانپزشکی که در این زمینه تبحر دارد در کنار یک روانشناس اقدامات درمانی که شامل دارو درمانی و روان درمانی می باشد صورت گیرد در روان درمانی با روشهای خاص بیمار را در معرض شرایط استرس زا که باعث ایجاد افکار وسواسی در او می شوند قرارداده و در طی جلسات متعدد سعی میکند بیمار را با آن شرایط وفق دهد ، به طوری که دیگر در چنین شرایطی افکار وسواسی به بیمار هجوم نیاورد . در مجموع برای تقویت اراده در درمان به توصیه های ذیل باید عمل نمود :
1- مبارزه عملی و جدی داشته و سعی کنیم همیشه برضد آن عمل کنیم .
2- سرعت عمل درتصمیم گیری برای مبازره .
3- اعتماد به نفس و اعتقاد به اینکه من میتوانم آن را ترک کنم .
4- مطالعه الگوهایی که با اعتماد به نفس به مقصود رسیده اند .
5- خالی کردن ذهن از چیزی که به آن حساسیت داریم و دوری کردن از افراد دیگری که به وسوسه دچارند .
6- دوری از تنهایی
7- سفارش به دوستان و همراهان که هر وقت دچار وسوسه شدم به من گوشزد کنید .
8- دور کردن وسائل وسواسی مثلاً کسی که در شستشو وسواس دارد باید دسترس او به آن کمتر باشد .
روان شناس بالینی : رفیعی [ 1387-10-03 ]
سوال : باسلام دختري 28 ساله و مجردم كه 5 سال است كه خودارضايي ميكنم و با كوچكترين مساله زود تحريك ميشوم فعلا برايم ازدواج مقدور نيست و رابطه جنسي با كسي را (بدليل وجود پرده بكارت) ندارم ازطرفي بعد از خودارضايي ناخواسته پشيمان و ناراحت ميشوم و نيز اصلا رودررو نمي خوام به پزشك مراجعه كنم و مشكلاتم را بازگو نمايم لطفا مرا راهنمائي كنيد كه چه كنم و نيز راههاي كاهش ميل جنسي را نيز بفرمائيد.
پاسخ : خواهر خوبم :
برای درمان این عادت اعتقاد و ایمان به درمان پذیری آن دو دوری از یاس و ناامیدی نخستین گام است و اگر ورزش مداوم روزانه و توصیه های ذیل عمل شود و معالجه به خوبی صورت میگیرد :
1- تلاش برای تقویت اراده از گامهای مهم در امر بهبود است – استفاده از جمله های تلقینی مثبت روزانه مانند به خوبی قادرم این عادت را از خود دور کنم « من قادرم »
2- به هنگام شب سعی شود بیش از حد معمول شکم پر نباشد .
3- از پوشیدن لباس های تنگ و چسبان اجتناب گردد .
4- از نگاه کردن به مناظره فیلم ها و تصاویر تحریک کننده خود داری شود .
5- از خواندن مباحث و مطالب جنسی و تحریک کننده و شوخی ها دوری شود .
6- از خوردن مواد غذایی محرک مانند : خرما – پیاز – فلفل تخم مرغ – گوشت قرمز و غذاهای پرچرب اجتناب و فقط به میزان ضرورت اکتفا شود .
7- قبل از خواب مثانه تخلیه شود .
8- به رو هرگز نخوابید .
9- از دست ورزی و نگاه کردن به اندام جنسی اجتناب نمائید.
10-به طور منظم و زیاد ورزش کنید و هیچگاه نباید بیکار بود باید اوقات فراغت را پر نمود .
11- هرگز در مکانی خلوت و تنها دور از نظر دیگران نباید ماند .
روان شناس بالینی : رفیعی [ 1387-10-03 ]
سوال : سلام و خسته نباشید
من پسری را دوست دارم که 8سال از من بزرگتر است.حدودا یک سال و نیم است که با ایشان دوست هستم.در اوایل دوستیمان پدر ایشان به رحمت خدا رفتند(خیلی زودتر دوست داشتند به خواستگاری من بییایند) و به محض سرسالی پدرشان تلفن کردند که به منزلمان بییایند.پدرم به من گفت خودت دوست داری بییایند یا نه؟گفتم بله.
(خانواده ام اصلا نمی دانند که من با ایشان رابطه دارم و نمی خواهم به آنها بگویم)
پدرم بعد از جواب گرفتن از من بدون آنکه من متوجه شوم به خانواده ایشان گفتند که دختر ما فعلا می خواهد درس بخواند و کار کند و قصد ازدواج ندارد.(من اینها را از خواستگارم شنیدم)( دلیل پدرم این بود که سنشان زیاد است و در یک مکالمه که با خواهر خواستگارم داشتند فهمیدند که فعلا کار و پس اندازی و...ندارند و پدرم همینها را برای من بهانه کردند.)حتی نگذاشتند به منزلمان بییایند.
ایشان دانشجوی حسابداری هستند.تمام پس اندازشان نیز به خاطر بیماری پدرشان از دست دادند.به دنبال کار با درامد متوسط که بشود مخارج زندگی را تامین کرد نیز هستند.بدون خانه و ماشین.در تیر امسال به منزلمان می خواستند بییایند که با جواب پدرم روبه رو شدند.حال دوباره قصد کردند که برای بار دوم به خواستگاریم بییایند با همان وضعیتی که ذکر شد.
برایمان قرآن نیز باز کردند که آمد : به خواستگاری برویید ولی صدقه زیاد بدهید.
ما همدیگر را می خواهیم ِ،خواهشمندم نگویید نمی شود و شما به درد همدیگر نمی خورید.
خواهشمندم برای رسیدنمان به یکدیگر تا جایی که امکان دارد ما را راهنمایی کنید و بگویید از دست ما دو جوان چه کاری برمی آید که انجم بدهیم، مخصوصا من که چطور بتوانم خانواده ام را به این وصلت راضی کنم.
از نام و نام خانوادگی من جهت دادن پاسخ خواهشمندم استفاده نکنید.
با تشکر
یادتان باشد که همدیگر را دوست و به هم وابستگی شدید داریم.
پاسخ : دخترم
با توجه به شرایطی که شرح داده اید ،به نظر میرسد شما در سنین پائین تر از 20 سال باشید و همچنین مشغول تحصیل در دبیرستان ،از طرف دیگر شرایط طرف مقابل شما برای ازدواج مناسب نیست به طور کلی توصیه نمی شود که افراد زیر 20 سال ازدواج کنند و همینطور ما بر خلاف نظر خانواده اصرار به ازدواج دارید که این مسئله و مشکل ما را چند برابر میکند .دخترم به یاد داشته باش که تنها دوست داشتن طرف مقابل برای زندگی مشترک و ازدواج دلیل کافی نیست ، بهتر است مجدداً به دور از شرایط عاطفی مسئله را مرور کنی ولی بدون موافقت خانواده به هیچ صورتی ،توصیه به ازدواج شما نمیکنم .
با آرزوی زندگی شاد برای شما
( روانشناس بالینی بیژن قربانی ) [ 1387-09-14 ]
سوال : مردي هستم 36 ساله ، متأهل ، داراي شغل مناسب و مورد علاقه ، عليرغم موفقيت هاي اخير مانند ترك سيگار ، گرفتن ديپلم فني و . . . از زندگي خود لذت نمي برم و دائم دچار دلهره و اضطراب و . . . .مي باشم . با مطالعه سايت شما متوجه شدم كه علائم من به اضطراب مزمن شبيه است . آيا مطالعه مقالات و عمل به توصيه هاي آن براي درمان كفايت مي كند يا بايد با متخصص بصورت حضوري مشكلم را مطرح نمايم ؟
با تشكر
پاسخ : دوست ارجمند
چنانچه این شرایط که دچار آن شده اید ،موقتی است خیر ولی چنانچه مدتی است که به شکل مداوم به آن دچار شده اید ،توصیه عمومی این است که به یک متخصص مراجعه نمائید . مطالب نوشته شما به شکلی مربوط به یک اختلال دیگر میباشد که بهتر است توسط یک متخصص تشخیص گذاری شود .
با آرزوی موفقیت برای شما
( روانشناس بالینی بیژن قربانی ) [ 1387-09-14 ]
سوال : با سلام خدمت شما
من سامان هستم 26 سالمه يك ماه هست كه با كسي كه همديگه رو خيلي مي خاستيم ازدواج كردم همسرم 22 سالشه الان دچار يه مشكل شديم به دكتر زنان مراجعه كرديم و تشخيص دادن كه مشكل واژينيسموس هست من با اين مشكل طبق تحقيقات تو اينترنت و مطالعات مقداري آشنايي پيدا كردم و دليلش رو فهميدم چيه اما از شما مشاور و روانپزشك محترم مي خوام كه براي درمان به من و همسرم كمك كنيد آخه همسرم بدجور داره خودشو مقصر مي دونه و عذاب مي كشه مي ترسم انقدر خودش رو سرزنش كنه كا بيماري روحي بگيره كاملا گوشه گير شده فقط هم به همين دليل هست
پاسخ : آقای حق شناس بهتر هست شما با یک روان شناس بالینی صحبت کنید . [ 1387-07-23 ]
سوال : با سلام وخسته نباشید و تشکر از شما بخاطر پاسخ به سوال قبلی شما به من فرموده بودید که به روانپزشک فلان ادرس مراجعه کنم اما خانم دکتر به نظر شما دکتر چه کمکی میتواند به من بکند چون مشکلی که من دارم وبخاطر ان روزی چند بار ارزوی مرگ دارم وحتی فکر خود کشی هم بخاطر این مسئله است مشکلی است که به خدا به هیچ راه چاره ای ندارد و شاید فکرکنید هیچ مشکلی در دنیا نیست که چاره نداشته باشد ولی باور کنید همه راهها را رفته ام ولی.......... حتی مادر وپدرم هماز این مسئله خبرندارند و ازاینکه مجبورم تاکی بسوزم و بسازم عذاب میکشم .فقط بفرمایید چه کنم و دکتر چه کمکی میتواند به من بکند...کد سوال قبلی 196231 با تشکر دختر تنها و در حسرت مرگ
پاسخ : خانم خدیجه شاهمرادی دقت کنید که علائم شما و افکار ناتوان کننده مانند فکر مرگ و خودکشی از علائم بیماری خلقی افسردگی است که قابل درمان می باشد با خود فکر کنید که چنانچه درمان را نپذیرید یعنی می خواهید هر روز با افکار مرگ و خودکشی روزگار را بگذرانید. [ 1387-07-15 ]
سوال : براي داشتن يك رابطه جنسي موفق و لذت بخش چه بايد كرد؟
پاسخ : علی ایمانی / با یک مشاور و روانشناس سکس تراپ مشاوره نمائید . [ 1387-07-07 ]
سوال : با سلام ... خانم دکتر گهگاهی به شدت عصبانی میشوم و شدیدا فکر خودکشی به سرم میزند (حتی به خاطر بی ارزشترین چیزها) طوری که اگر ابزار ان دم دست باشد حتما این کاررا(خود کشی) میکنم و فقط تنها مانع من گناه بودن این کار است . لطفا بفرمایید چه باید بکنم...
پاسخ : خانم شاهمرادی 20 با سلام .گهگاه منظور اگر به ندرت باشد یکی دو بار در سال در این موارد سعی کن همان افکار معنوی را به خاطر بیاوری و موقعیت خود را تغییر بده به یاد نعمتهای خدا باش ولی اگر بیشتر مواقع این افکار به سراغت می آید نیاز به در مان و بررسی توسط فوق تخصص روانپزشکی نوجوان می باشد ( نشانی : خ شریعتی – کلینیک مشاوره کودک و نوجوان دانشگاه علوم پزشکی ،خانم دکتر شکیبائی و یا آقای دکتر اظهر . [ 1387-06-24 ]
انتخاب صفحه
جهت ارسال سوال میبایست عضو پورتال باشید . برای عضویت اینجا را کلیک کنید .